علی اعطا،عضو شورای پنجم شهر تهران
کد خبر: ۴۳۵۸۶
تاریخ انتشار: ۳۶ : ۱۳ - ۱۱ خرداد ۱۳۹۶
می گویند هر بنای خوب، از یک سو محصول عملکرد خوب ســه عنصر و و از دیگر سو محصول همکاری مناسب میان آن ســه عنصر است. این سه عنصر، یا این سه راس مثلث معماری خوب عبارتند از، سفارش دهنده یا کارفرمای خوب در درجه اول؛ معمار و طراح خوب - و به عبارتی گروه مهندســی خوب - در گام دوم؛ و نهایــت در گام ســوم، ســازنده  خوب. وقتی موقعیت ها و شرایط شکل گیری آثار خوب معماری را نگاه می کنیم، می بینیم حتما، سفارش دهنده - یا به تعبیر رایج تر، کارفرما - اراده کرده که آنچه می سازد، چیزی فراتر از یک ســاختمان برای پاســخ به نیازی صرفا عملکردی، باشــد. یعنی برای سفارش دهنده - حتما - معماری و ارزش های ناشی از آن، مطرح بوده. یعنی سفارش دهنده، چیزی فراتر از ساختمان سازی صرف، مدنظرش بوده؛ چیزی از جنس هنر، از جنس خلاقیت و از جنس فرهنگ. راس دیگر ایــن مثلث، معمار و طراحی اســت که مهار

ت دارد، دانش فنی دارد و می تواند تیم طراحی و مهندســی را خوب مدیریت کند، معماری که ذوق زیبایی شــناختی دارد و از ســلیقه ای صیقل یافته برخوردار اســت؛ و در یــک کلام معماری که می فهمد دارد چکار می کند. راس سوم، یعنی سازندگان بناهــا، عنصر مهم دیگری برای شــکل گیری یک اثر معماری خوب و واجد ارزش هســتند. سازندگان، کسانی هستند که بلدند ساختمان بسازند. بهتر است  باشند که بلدند »باید«بگوییم، سازندگان کســانی ساختمان بسازند. زمانی که می خواهیم تحلیل کنیم که چرا امروز حال شــهرهایمان خوب نیســت، چرا حال معماری مان خوب نیست، می توانیم نگاه کنیم که این ســه راس مثلث معماری خــوب، امروز چه حال و احوالی دارنــد. از کوزه همان برون تراود که در اوست. امروز، نه سفارش دهندگان به حد کفایت، به چیزی از جنس کیفیت معمارانه می اندیشــند و بعضا، نه شــناخت صحیحی از ایــن موضوع دارند. سفارش دهندگان دولتی یا عمومی، با انواع و اقسام محدودیت های مالی مواجه انــد و این امر، به تمام مراحــل پروژه از طراحی تا ســاخت، لطمه می زند. در میان سفارش دهندگان خصوصی نیز، با توجه به تورم حاکم بر بازار زمین و ســاختمان، اساسا مساله، مســاله کیفیت های معمارانه نیست. اگر از معماران ســوال کنید، خواهند گفت در این سالها کمتر پیش آمده، در رابطه با مسایل کیفی و ارزش های معمارانه  ســاختمانها از آنها مطالبه شــده باشد. در راس دوم اما، با حجم وســیعی از معمــاران کارنابلد مواجهیم. به لطف گسترش بی ســابقه دانشکده های معماری در بسیاری نقاط کشور - که بعضا برای مدارسشان هــم به اندازه  کافی آمــوزگار و معلم و دبیر ندارند، چه برسد  به اســتاد دانشگاه -  بسیاری از معماران تحصیــل کرده  ما، نمی فهمند دارند چکار می کند. بسیاری از کســانی که در بازار معماری و ساختمان سازی، مشــغول به کارند، آموزهای مناسبی ندیده اند، از دانش فنی مناسبی برخوردار نیستند و ذوق و سلیقه آنها پرورش نیافته است. این محصول سیستم آموزشی است که بدون فراهم آوردن زیرساخت های ضروری، توسعه  کمی لجام گسیخته  را در دستورکار قرار می دهد و نتیجه اش، تربیت مهندسان معماری است که معماری نمی دانند.  از راس سوم این مثلث، یعنی سازندگان نیز نباید غافل بود. در یکی دو دهه  گذشته، ساختمان سازی در کشور ما، به مثابه شغلی شناخته شــده است که گویی به هیچ تخصصی نیاز ندارد. این شغل، در میان افراد جامعه، گاه به عنوان شــغل اصلی و گاه شــغل دوم، به میزانی گسترش یافتــه که دامنه ی نفوذش را مــی توان - با کمی تســامح -  در ســطح هر خانواده ی ایرانی دید. در دو دهه ی اخیر، بســیاری ســاختمان ساز شده اند. مجموعــه  این عوامل را که کنــار هم می گذاریم، می بینیم چندان عجیب نیســت که در اکثر موارد، معماری ســاختمان های شــهری ما، اینقدر زشت و بی کیفیت هســتند. فرایند ها را باید اصلاح کنیم، و هرکس و هرچیز را سرجای خودش قرار دهیم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
جدیدترین اخبار
پربازدید
پربحث