حسن بیادی، نایب رییس شورای شهر تهران در دوره سوم
کد خبر: ۴۳۲۴۶
تاریخ انتشار: ۳۷ : ۱۵ - ۰۸ خرداد ۱۳۹۶
نسخه شفابخش شوراها ؛ مدیریت واحد شهری
براساس اصول قانون اساسی این طور استنباط می شود که شوراها به عنوان قوای چهارم کشور از ارکان تصمیم گیری مطرح باشند چرا که اصل 7 قانون اساسی شوراهای استانها، شهرستانها و محلات را در کنار مجلس شورای اسلامی از ارگان های تصمیم گیرنده و تصمیم ساز در اداره امور کشور نام برده و آنها را همتراز دانسته است. در واقع شوراهای شهر و روستا پارلمان های محلی هستند که در اصل 100 قانون اساسی نیز بر آن تاکید شده است اما در تمام این قوانین هیچ وقت نامی از دولت آورده نشده است.
 متاسفانه آیین نامه ها و شرح وظایفی که برای شوراها نوشته شده کافی نیست و در آن نقایصی وجود دارد که همین کمبودها مانعی در راه پیشرفت شوراها است .
اگر بخواهیم شوراها را بر اساس نظر امام (ره)و همان طور که در قانون اساسی آمده تشکیل دهیم باید از سطح محلات آغاز کنیم تا به سطح  منطقه و شهر برسیم . ما به یک پارلمان شهری نیاز داریم که اعضای آن نباید کمتر از 70 نفر باشند. چنین پارلمانی اگر تشکیل شود حتما نیاز به یک دولت محلی دارد و مجموعه دولت محلی و پارلمانی باید برایش سیستمی تعریف کرد که بتواند خودشان را اداره کنند.
 شوراها باید در سال 59 تشکیل می شد اما تا زمان دولت هفتم تشکیل نشد.  نهادهای اجتماعی مانند شوراها در آغاز شکل گیری نهال هستند واز همان ابتدا تنومند شکل نمی گیرند و برای رسیدن به جایگاه واقعی خود نیاز به قدمت دارند اما زمانی این نهال تنومند می شود که ارگان های دیگر نیز به آن توجه کنند نه اینکه هر روز این نهال را تضعیف کنند .
 ما در این سالها در بحث شوراها از اهداف امام و قانون اساسی بسیار فاصله گرفته ایم که
این موضوع  نشان دهنده  آن است که  شوراها در بدو تشکیل بر اساس نظارت و نگاه امام (ره)شکل نگرفته است.
هرچند شورای اول بسیار در تحقق اهداف شوراها زحمت کشیده است و بر خلاف برخی که شورای شهر اول را تنها سیاسی می دانند معتقدم که نمی توان گفت شورای اول تنها سیاسی بود و هیچ کاری نکرد زیرا در زمان آنها هیچ آیین نامه، شرح وظایف و ساختار اداری نبود.همین که شوراها را شکل دادند و برایش ساختار تعریف کردند و بسترهای شکل گیری شورایاری ها را آماده کردند فعالیت بزرگی انجام دادند .
هر چند دو سه نفراز اعضا به دلیل اختلافات سیاسی و شخصی  ضربه های مهلکی برپیکره شورای اول زدند اما بی انصافی است که نگوییم بیشتر اعضای این شورا فرهیخته و دلسوز بودند. مشکلات سیاسی سبب شد مردم خاطره خوشی از شوراها نداشتند و علی رغم تمام کارهای زیادی که انجام دادند اما تلاش های شورای دوم تفکر مردم را تغییر داد شورای دوم از لحاظ فکری و برنامه ریزی و اجرا بسیار قوی بود تا آنجا که منتخبین شورای دوم را مردم به عنوان رئیس جمهور برگزیدند.هرچند این دولت در ادامه راه شیوه دیگری در پیش گرفت که نسبتی به راه و روش افرا شورای دوم نداشت .
 در شورای دوم نیز  ابتکاراتی برای کاهش فاصله مردم و مدیریت شهری به کارگرفته شد . دیدارهای مردمی از شورای دوم آغاز شد و در ملاقات های ابتدایی مردم برخورد خوبی با مدیریت شهری نداشته اما کم کم مشاهده کردند فضای مناسبی برای حل واقعی مشکلاتشان است از این ملاقات ها استقبال کردند و روحیه مردم عوض شد.
در این شورا ما برای کاهش فساد،روند کارهای اداری را کوتاه کردیم و مردم را از مراجعه دایمی به شهرداری ها راحت کردیم .
اما وظیفه اصلی شوراها نظارت برعملکرد شهرداری ها است . موضوعی که ماهمچنان نتوانسته ایم به طور کامل در شوراها آن را اجرایی کنیم .روزانه حجم بالایی از قرار داددر شهرداری بسته می شود که نیاز است برای نظارت بر این حجم از نظارت سنتی گذر و به سمت نظارت مدرن و علمی بیاییم .بااین وجود به دلیل تلاش هایی که مدیریت شهری در 10 سال گذشته برای مبارزه با فساد انجام داد شهرداری 3 سال رتبه نخست در کاهش آسیب های مالی و اداری را کسب کرد هرچند شخص شهردار هم از این موضوع راضی نبود و اعتقاد داشت در میان بچه تنبل ها رتبه نخست را کسب کرده است .
متاسفانه قوانین شهرداری ها به روز نیست نمی توان تمام جرایم را با یک قانون و آن هم نیز قانون قدیمی رسیدگی کرد متاسفانه از این قوانین قدیمی می توان تفاسیر مختلفی هم داشت در حالیکه باید قوانین به گونه ای شفاف و واضح باشد که نتوان با برداشت های مختلف از آن ازاجرای قانون فرار کرد .
همه رفتارهای ما باید بر اساس قانون باشدمتاسفانه استثناها ، تبصره ها در قوانین بسیار زیاد شده که این استثناها عمل واجرای قوانین را سخت کرده است.
بسیاری از مشکلات شهر به دلیل مدیریت جزیره ای است در موضوع آلودگی هوا  حداقل 15 ارگان به صورت و محسوس و غیر محسوس نقش دارند . اما می بینیم که هیچ اتفاق قابل توجهی در این حوزه نیفتاده است یا در حوزه تولید زباله که به جز شهرداری سازمان های دیگری نیز برای فرهنگسازی است. روزانه در تهران بیش از 6 هزار تن زباله تولید می شود که 70 درصد آن زباله های آشپزخانه ای است.
شهرداری آیا به تنهایی امکان فرهنگسازی برای کاهش زباله را دارد؟ همه می دانیم که باید نهادهای دیگری مانند صدا و سیما، سازمان تبلیغات، وزارت علوم، آموزش و پرورش و غیره نیز در امر فرهنگسازی دخالت کنند.
چرا باید زباله برای زباله دزدها سود داشته باشد اما برای مدیریت شهری هزینه ؟ زباله طلای کثیف است اما چقدر در مدیریت شهری موفق شده ایم از این طلای کثیف برای مدیریت شهری استفاده کنیم این در حالی است که زباله دزدها برای زباله آدم هم می کشند باندهای زباله دزدی میلیاردی سود می کنند چطور شهرداری که مالک زباله ها ی شهر است برای جمع آوری آن باید میلیاردها تومان هزینه کند.
یکی از معضلات بزرگ در شهرداری احساس قدرتی است که در شهرداری ها وجود دارد و این قدرت کاذب القای دانایی می کند و نتیجه اش می شود همین فسادی که شاهدش هستیم.
واين معضل به دليل نامناسب بودن ساختار اجرايي در كشور در ديگر سازمانها ونهادها بشكل محسوس تر متصور و قابل مشاهده است كه بخش مهمي از اين معضلات را مي توان از طريق مديريت يكپارچه و بخش مهم ديگر آن را با تقويت احزاب و قوانين مترتب به آن وتغيير نحوه انتخابات وجايگزيني تفكر مديريت حزبي بجاي مديريت جزيره اي ازبين برد واين نحوه مديريت تصنعي و من درآوردي را از ريشه بركند وجامعه را نجات داد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
جدیدترین اخبار
پربازدید
پربحث